وبلاگ


تعریف سرمایه اجتماعی و مزایای آن و راهکارهای دستیابی به سرمایه اجتماعی

1400/07/01
post thumb
همپیمایی
سرمایه اجتماعی به عنوان ضرورتی بدون جایگزین برای جوامع برشمرده شده است؛ اما سرمایه اجتماعی چیست و چرا آن قدر مهم است که آن را سپر بلای جوامع بشری دانسته اند؟ مزایای سرمایه اجتماعی چیست که آن را به مفهومی بدون جایگزین تبدیل کرده است؟

 سرمایه اجتماعی را «شبکه روابط، تعهدات و اعتماد اجتماعی» تعریف کرده‌اند (آنتونی گیدنز، جامعه شناس بریتانیایی متولد 1938). در تعریف این مفهوم، لازم است ابتدا عبارت سرمایه را تعریف کنیم. سرمایه در معنای دارایی به کار گرفته می‌شود و به سه شکل «سرمایه اقتصادی»، «سرمایه فرهنگی» و «سرمایه اجتماعی» می‌تواند وجود داشته باشد. سرمایه اقتصادی آن دسته از دارایی ها را شامل میشود که خصلت ذاتی آن‌ها قابلیت تبدیل به پول و وجه نقد است. سرمایه فرهنگی مستقیما نمیتواند به پول تبدیل شود اما قابلیت تبدیل شدن به پول را دارد (تبدیل به پول برای آن خاصیتی عرضی محسوب میشود)؛ در نتیجه میتواند نوعی از سرمایه فرهنگی واجد این خاصیت باشد و دیگری نباشد. اما در سرمایه اجتماعی بحث کمی متفاوت است؛ سرمایه اجتماعی قابلیت تبدیل مستقیم به نقدینگی را ندارد اما خود میتواند باعث افزایش درآمد و دیگر سرمایه ها گردد. برای مثال، ارتباطات اجتماعی یک کسب و کار باعث افزایش مشتری های آن میشود اما خود این ارتباطات را نمیتوان فروخت یا به مزایده گذاشت.

امروزه یکی از معیارهای شناخت جوامع مدرن و پیشرفته، سرمایه اجتماعی آن‌هاست. در جوامع مدرن، افراد به یکدیگر اعتماد متقابل داشته و میان آن ها، حتی در صورتی که با یکدیگر آشنایی نداشته باشند، ارتباطات دوستانه و بر مدار صلح جاری است. این شیوه از ارتباطات از آن جا سرچشمه میگیرد که در جوامع مدرن، نیازهایی که در سلسله مراتب نیازها (سلسله مراتب نیازها نظریه ای است که توسط ابراهام مازلو _آوریل 1908 تا ژوئن 1970_  طرح شد. طبق این دیدگاه، نیازهای انسان در طول یکدیگر قرار گرفته اند و تا رفع نشدن نیازی، نیاز مرحله بعدی در آدمی شکل نخواهد گرفت) در قاعده هرم قرار میگیرند، به خوبی برطرف شده و نوبت به مرحله سوم، یعنی دوستی و پذیرفته شدن در اجتماع و نیازهای مرحله چهارم، یعنی احترام متقابل، رسیده است و به همین دلیل، جامعه ای که سرمایه های اجتماعی آن قوی، متناسب با جمعیت و در حال رشد باشد، جامعه ای است مترقی و امن که توان عبور از بحران ها را به خوبی دارد؛ چرا که هر چه اعضای یک جامعه واحد همدلی، دوستی و ارتباط بیشتر و بهتری با یکدیگر داشته باشند، در برابر مشکلات و چالش های اجتماعی قوی تر عمل خواهند کرد و توان مدیریتی آن ها در برابر بحران ها مطمئن تر است.
حال که مفهوم سرمایه اجتماعی مشخص گردید، باید دانست چرا افزایش سرمایه اجتماعی برای جوامع بشری لازم است و از چه رو آن را تضمینی برای امنیت مردم دانسته اند؟ اساسا چرا سرمایه اجتماعی مهم است؟
اهمیت سرمایه اجتماعی، نخستین بار طی انقلاب نخست فرانسه آشکار گشت. رهبران این انقلاب دریافتند که مردم، نه از طریق محلی که در آن زندگی میکنند، بلکه از طریق تجارب مشترک، همراهی در غم ها و شادی ها، از سر گذراندن بحران ها در کنار یکدیگر و مجموعا هنگامی که موضوعی را با یکدیگر شریک شوند به همدیگر نزدیک میشوند و میتوانند میان خود ارتباطات دوستانه داشته باشند و میانشان اعتماد دو طرفه برقرار شود. این تجارب مشترک نیز حاصل نمیشد مگر با برقراری ارتباط دوستانه میان آن ها. با این دریافت ها و نتایجی که حاصل شد، دیگر جوامع مکانیکی نمیتوانستند پاسخگوی نیازهای بشر فعلی باشند و لازم بود تا جامعه به سمت ارگانیک شئن پیش رود (جامعه مکانیکی و ارگانیکی مفاهیمی است که امیل دورکیم _جامعه شناس فرانسوی، آوریل 1858 تا نوامبر 1917_ برای نخستین بار مطرح کرد. از نظر او، شباهت و همسانی عامل سازنده جوامع مکانیکی است حال آن که تفاوت عامل شکوفایی جوامع ارگانیکی است) از همین رو در انقلاب کبیر فرانسه، نظام اعطای تابعیت بر اساس خون، به تابعیت از طریق خاک تغییر پیدا کرد؛ بدین معنا که به اشخاصی که در آن خاک به دنیا می آمدند تابعیت فرانسه اعطا میشد. این بدان معنا بود که دیگر افراد بر اساس پیشینیه ی خانوادگی و سابقه آبا اجدادی خود نمیتوانستند شهروند فرانسه باشند و برای آن که از حمایت جامعه مدنی فرانسه برخوردار باشند، لازم بود تا در میان آن ها زندگی کنند. پس از آن بسیاری از دولت ها، سیستم خاک را برگزیدند و تابعیت از طریق خون را کنار گذاشتند. از میان دو سیستم اعطای تابعیت یاد شده، نظام خاک نزدیکی بیشتری به آرمان «جهان وطنی» دارد.
پس از تحولات بسیار و تعریف عنوان مستقل «سرمایه اجتماعی»، جامعه شناسان دریافتند که سرمایه اجتماعی فراوان، توان مدیریتی اعضای جامعه را بهبود بخشیده و از جهت اتحادی که میان آن ها پدید می آورد، باعث میشود تا افراد در بحران ها از حمایت یکدیگر برخوردار شوند و قدرت آن ها افزایش یابد. از همین رو پس از جنگ جهانی دوم، برای بازسازی فرهنگی و در نتیجه بازسازی عمرانی و اقتصادی جوامع آسیب دیده، نخستین بار راهکارهای افزایش سرمایه اجتماعی به کار گرفته شدند که از آن جمله میتوان به ساخت اسباب بازی هایی که برای استفاده به بیش از یک نفر نیاز داشتند، ترویج فعالیت های گروهی و حمایت های قانونی از تشکیل گروه ها اشاره نمود. 
همچنین بررسی ها نشان دادند جوامعی که افراد آن ارتباط صمیمانه تری دارند و دوستی و صلح در ارتباطات اعضای آن برقرار است، یعنی جوامع با سرمایه اجتماعی بالا، همان جوامعی هستند که توانسته اند در تحرکات اجتماعی و فرهنگی، اصلاحات و انقلابات موفق ظاهر شوند و مردم چنین جوامعی در برابر ظلم های قانونی، سیاسی و حکومتی، دیکتاتوری ها، فساد حاکمان و اختلاف طبقاتی ایمن اند و همین مردمانند که به هنگام لازم میتوانند از خود واکنش نشان دهند و در برابر حکومت های مستبد قد علم کنند. از سویی دیگر، سرمایه اجتماعی پایین در جوامع، از عوامل مهمی بوده است که همواره در جوامع استبدادی و دیکتاتوری وجود داشته و باعث نفاق میان مردم و عدم اتحاد آن ها در برابر حاکم ستمگر شده است. مصداق بسیار رایج این نکته، جمله ی معروف «تفرقه بینداز و حکومت کن» است که حاکی از آن است که برای حکومت ظالمانه بر جامعه ای لازم است تا از اتحاد و ارتباط صمیمانه و اعتماد میان افراد آن جلوگیری نمود؛ چرا که در صورت اتحاد مردم، به عنوان اعضای یک جامعه، توان آن ها به مراتب بیشتر از حکومت خواهد بود و هر زمان که اراده کنند میتوانند نسبت به تغییر حاکم اقدام کنند و به همین علت، ظلم حاکمان را بر خود نخواهند پذیرفت.
معیارهای بسیاری برای راهکارهای افزایش سرمایه اجتماعی برشمرده شده است که همگی در نتیجه مشترک اند: ایجاد روابط صمیمانه میان مردم. این بدان معناست که هر راهکاری که قابلیت داشته میان اعضای یک جامعه ارتباطات دوستانه، صلح محور و بر مبنای اعتماد برقرار کند، میتواند به عنوان راهکاری برای افزایش سرمایه اجتماعی شناخته شود.
از مهم ترین مصادیق راهکارهای مذکور، شیوه های مدیریتی نوینی است که تحت عنوان مدیریت منابع انسانی آن ها را میشناسیم؛ این راهکار ها همگی در پی آنند تا میان کارکنان یک سازمان، به عنوان اعضای جامعه آن سازمان، ارتباطات صمیمی و دوستانه برقرار کنند تا بهره وری آن ها افزایش یابد. امروزه به خاطر اجتناب مدیران از این راهکارها، به همان دلیلی که پیش تر گفته شد و به اعضای جامعه توان مقابله و مخالفت با مافوق و حاکم را میدهد، در جوامع مدرن و پیشرفته، استفاده از این راهکارها در سازمان ها الزامی شده است تا مدیران سازمان ها نتوانند با تفرقه افکنی میان کارکنان خود بر آن ها ظلم کنند و یا حقوق آن ها را تضییع بنمایند.
پلتفرم هیرا با شعار «مهمه تنها نباشی»، یکی از رسالت های خود را افزایش سرمایه اجتماعی برشمرده و از همین رو اقدام به ایجاد بستر همپیمایی نموده است؛ راهکاری که معیارهای لازم برای افزایش سرمایه اجتماعی را داراست و امروزه در جهان، هم به عنوان نظام حمل و نقلی کم هزینه بر شمرده میشود و هم حرکتی اجتماعی که موجب حفاظت از محیط زیست و کاهش ترافیک میگردد و از نتایج آن افزایش سرمایه های اجتماعی افراد خواهد بود. از همین رو در بسیاری از سازمان ها، برای تاثیر همپیمایی در مدیریت منابع انسانی، برای افزایش بهره وری کارکنان و ایجاد حس امنیت و صمیمیت نسبت به محیط شغلی از آن استفاده میشود.